تاریخچه ایل کلهر .سلام بر زرنه
ایل کلهر
ایل کَلهُر یکی از شعب اصلی ایلهای کرد ایران و از کهنترین طوایف غرب ایران است.
ایل کَلهُر بزرگترین ایل کرمانشاه و دومین ایل بزرگ ایران میباشد. مردمان آن کردتبارهستند.[و به گویش کردی کلهری تکلم میکنند. ایوان غرب، گیلانغرب واسلام آبادغرب پایتختهای اصلی ایل کلهر میباشند. در دانشنامه ایرانیکا به عنوان معتبرترین منبع ایران شناسی، از ایل کلهر به عنوان یکی از بزرگترین ایلات کرد نام برده شده است.درقرن یازده میلادی یعنی حدود هزار سال پیش دردورهٔ امپراتوری سلجوقیان کرمانشاه که بیشترین جمعیت کرد کلهر درآنجا میباشد به عنوان پایتخت کردستان انتخاب شد.
کلهرستان نام حکومتی است که کلهرها مقارن با حکومتهای صفویه و عثمانی و پس از تسخیر بغداد و تسلط بر بخشی از کردستان، لرستان و سپس تمامی عراق عرب و به فرماندهی ذوالفقارخان کلهر ایجاد نمودند و نام آن را کلهرستان نهاده و به مدت ۱۵ سال ادامه داشت و در این مدت در نواحی مذکور به نام حاکم کلهر «ذوالفقارخان کلهر» خطبه خوانده و سکه زده شد.
منابع دیگر هم از ایل کلهر به عنوان یکی از ایلات کردکرمانشاه و غرب ایران یاد کرده اند.طبق تحقیقات چندین ساله دانشگاه هاروارد آمریکا ایل کلهر بزرگترین ایل کرد در کردستان میباشد، زبان ایل کلهر کردی با گویش کلهری است که این گویش اولین گویش کردی است که از آن نوشتار باقی مانده است و مسکن اولیه ایل کلهر در شهر کالح (نمرود فعلی) در بین النهرینبوده است (میان رودان) در کردستان عراق فعلی که بعدها به دامنههای شاهو و قلعهٔ پلنگان (حد فاصل سنندج با کامیاران) کوچ می کنند و سپس به اطراف شاهراه خانقین_ کرمانشاه نقل مکان می کنند ،هرچند که به صورت پراکنده در سایر نقاط کردستان هم حضور دارند. ایل کلهر پیش از روی کار آمدن صفویان تا ابتدای حکومت شاه طهماسب اول دارای موقعیتی مستقل و خودمختار بوده است، اما در سال۱۱۴۰هجری قمری قرارداد صلحی بین حکومت ایران و دولت عثمانی (ترکیه) بسته شد که مانع از جنگ بین این دو کشور شد و به موجب این پیمان صلح همدان، ایالت کرمانشاهان و خاک کلهر به دولت عثمانی (ترکیه) واگذار گردید و در مقابل پادشاه عثمانی حکومت اشرف را در ایران به رسمیت شناخت. مسکن آنان در غرب ایران شهرستان ایوان غرب در استان ایلام و در استان کرمانشاه در شهرستانهای گیلان غرب، اسلامآباد غرب، بخشی از کرمانشاه، سرپل ذهاب، قصر شیرین و بخشی از شهرستانهای چرداول، دره شهر و سیروان در استان ایلام میباشد و بیجار و قروه در کردستان و جغاتو شاهین دژ (چهاردولیها)، و از طرف مغرب به خاک کردستان عراق (مندلی و خانقین)، محدود میشود. شهر گیلانغرب تنها شهری است که تمام ساکنان آن از ایل کلهر میباشند. گروهی از ایل کلهر، تحت عنوان طایفه کرد(کرد حسین خانی) در حدود ۷۰۰ سال پیش در شهر قلعه تل از توابع استان خوزستان ساکن شدهاند.
مسکن اولیهٔ ایل کلهر همراه با گوران بزرگ در نواحی دامنههای کوه شاهو قلعهٔ پلنگان و دیگر نواحی این منطقه بوده است و در کردستان عراق نیز به طور سنتی در اطراف شهر زور خانقین کلار و دیگر نواحی گرمسیری جنوب کردستان عراق حضور داشتهاند. سپس طی یک سری حوادث و اتفاقات به جنوب شاهراه کرمانشاه ـ خانقین نقل مکان کرده و ساکن شدهاند و مرکز اصلی ایل امروز در این جا میباشد ولی طوایف کلهر امروزه در تمام کردستان ایران و عراق به طور پراکنده و گاه متمرکز در تمام شهرهای کُردنشین ایران و عراق از جمله سقز، بوکان، شاهین دژ (چهاردولی)، مهاباد، ارومیه، ماکو، سنندج، ایلام، دره شهر، مهران و در عراق در سلیمانیه، کرکوک، کلار، حلبچه، نواحی گرمیان زندگی میکنند. اکنون قسمت اعظم ایل در استان کرمانشاه ساکن است.
حال با ذکر این نکته که مناطق کلهر نشین گیلان غرب،اسلامآباد غرب، ایوان غرب، بخشهایی از سرپل ذهاب،سومار، نفت شهر، مایدشت، برخی نواحی کرمانشاه،قصرشیرین بخشی از مناطق کلهر زبان است که از شاهین دژ (چهاردولیها) و بیجار در شمال تا مهران و چرداول در جنوب و در شرق از کرمانشاه ماهیدشت تا خانقین در غرب را شامل میشود. بزرگترین شهر کلهر نشین ایران شهراسلام آبادغرب میباشد. زبان ایل کلهر کُردی با گویشکلهری است که خود به لهجههایی تقسیم میشود. ایل کلهر در طول تاریخ خود مورد اقدامات سیاسی ـ نظامی قرار گرفته:
۱- تجزیه ایل کلهر و تبعید طوایف مختلف آن که از زمان ترکمنان و صفویه شروع شده و تا زمان قاجار ادامه داشته و طوایف زیادی از این ایل به نواحی خارج از کردستان از جمله، همدان، قزوین، قم، سیستان، کرمان، شمال خراسان تایباد نواحی شمالی افغانستان، خوزستان، فارس، لرستان، گیلان، مازندران، گرگان و… تبعید شدهاند.
۲- اقدامات نظامی: که بارها و بارها توسط ارتش صفویه و عثمانی مورد هجوم قرار گرفته و حکومتهای خودمختار و مستقل مانند (حکومت ذوالفقارخان کلهر در بغداد در زمان صفویه) سرنگون شده و از بین رفتهاست.
۳- تبعید و کشتن بزرگان ایل مانند کشته شدن ذوالفقار خان… یا تبعید چندساله و زندانی شدن بزرگان مانند زندانی شدن خان منصور ایوانی یا عباس خان که باعث فروپاشی قدرت ایل در زمانهای خاصی شدهاست.
پیشینه
راولینسون دربارهٔ قدمت و موقعیت ایل کلهر میگوید: «کلهرها اگر قدیمیترین ایل کردستان نباشند، به عنوان یکی از طوایف قدیمی منطقه شناخته شدهاند». عمادالدین دولتشاهی با آموختن الفبای اوستایی و ترجمه تازهای از یشتها نکات جالبی از زوایای تاریک منطقه غرب ایران را روشن میکند. وی با ترجمه متنهایی از اوستا منطقه غرب ایران از قصر شیرین تا ایلام بویژه «ایوان غرب» و «اسلامآباد» که مرکز ایل کلهر هستند محل زنگی اقوام اسطورهای ایران معرفی میکند. همچنین با توجه به قبور حکاکی شده که اسم گیلانی کلهر ۱۲۰۰ سال قبل بر روی قبور اجداد کلهر کشف شده است قدمت ایل بزرگ کلهر را به دوران ساسانی و قبل اسلام برمیگرداند.
کتب قدیمی و سفرنامههای جهانگردان و روایتهای سنتی رایج در میان ایل کلهر این مدعا را به اثبات میرساند که، ایل کلهر در غرب ایران از جایگاه کهن و اصیلی برخوردار بودهاست این قوم زمانی بر سرزمین بابل و روزگاری نیز بر بغداد مقر خلافت عباسیان و با نام سرزمین کلهرستانحاکمیت داشتهاند.
بر خی مردمان کلهرها میگویند که از شیراز آمدهاند و این امر ناشی از حضور چندین ساله آنان در آن سرزمین میباشد که در زمان زندیه همزمان با حکومت علیخان بر ایل کلهر برای تصرف شیراز همراه کریم خان زند (وکیل الرعایا) به شیراز رفته و تا انقراض زندیه همراه آنان بوده و در جنگها حضوری پر رنگ داشتهاند؛ پس از شکست زندیه توسط آقامحمدخان قاجار برای جلوگیری از شورش دوباره و تضعیف سازمان ایلی در دستههای کوچک و جداجدا به نقاط مختلف کشور ایران از جمله، قم، قزوین، کرمان، گیلان، ری، شمیرانات و شهریار و… کوچانده میشوند اما عدهای از آنان دستور حاکم قاجار را برنتافته و به سرزمین اصلی خود بازمیگردند و از همین روست که آنها اظهار میدارند که از شیراز آمدهاند. ایل کلهر در طول تاریخ نقش مهمی در تحولات ایران داشتهاست.
ریشه نام
گودرزی در کتاب ایل کلهر در دوره مشروطیت چنین آوردهاست:در علت نامگذاری این ایل اصیل با نام کلهر، باید در ساخت، ریشه و معنی آن دقیق شد لفظ کلهر با فتح کاف و ضم هاء از دو بخش «کل» و «هور» یا «هُر» تشکیل شدهاست. این کلمه که با تلفظهای متعدد در منابع آمدهاست از قبیل کلهور، کلهر و کلِر. از همه آنها یک معنی به ذهن متبادر میشود. کَل به معنای آهوی کوهی نر میباشد واز خصوصیات آهوی کوهستان، همانا شجاعت و جنگندگی و جست و خیز فراوان آن است. قسمت دوم کلمه، هور یا هُر میباشد که در واژهنامهها به معنای خورشید و آفتاب آمدهاست. از ویژگیهای خورشید درخشندگی و سرعت و جذابیت میباشد. حال اگر به دنبال وجه شبه این دو کلمه کل و هور با مردمان ایل کلهر بگردیم باید نظری داشته باشیم به زیستگاه و قلمرو آنها یعنی دامنهها و ارتفاعات پر فراز و نشیب زاگرس. مردمان این ایل در طول تاریخ با ناملایمات طبیعی دست و پنجه نرم کرده با شجاعت و جنگندگی همانند آهو و کل، کوهها و صخرهها را درنوردیده ورام خواستههای خویش کردهاند و مهاجمانی که از صفحات غربی ایران قصد سوئی نسبت به کشورمان را داشتهاند عقب رانده و آنها را به خاک مذلت نشاندهاند. از طرفی اینها را به خاطر چهرههای بشاش و جذاب و همچنین سرعت برق آسایی که درپیمودن کوهها و گردنههای سخت گذر داشتهاند، به خورشید که مظهر جذابیت است تشبیه کردهاند. قسمت دوم نام کلهر یعنی هر (هور) نیز احتمالاً از نام قوم هوریها گرفته شدهاست.[۳۱]
با توجه به اینکه کتابهای قدیمی و سفرنامههای جهانگردان و روایتهای سنتی رایج در میان ایل کلهر این ادعا را به اثبات میرساند که، ایل کلهر در غرب ایران از جایگاه کهن و اصیلی برخوردار بودهاست این قوم زمانی بربابل و روزگاری نیز بر بغداد مقر خلافت عباسیان و با نام سرزمین کلهرستان حاکمیت داشتهاند. کلهرها از زمان باستان تا کنون نامشان موجود بودهاست ولی تا به حال کسی تاریخی جامع و منسجم و علمی دربارهٔ این قوم ننگاشتهاست. این قوم از روزگار شاه اسماعیل اول بنیانگذار دولت صفوی تاکنون با حکومتهای مرکزی ایران و برخی از دولتهای دیگر ارتباط داشتهاست و همواره سختترین حوادث را تجربه نمودهاند.
ایل کلهر در فتح مصر، شام، فلسطین و دفع تجاوز افغانهای هراتی و جلوگیری از تجاوزات پی در پی دولت عثمانی واعراب به مرزهای غربی ایران و تأمین نیروهای مسلح نقش بسزایی داشتهاست. با شروع جنگهای ایران و عثمانی از زمان صفویان تا روزگار قاجاری عملکرد این ایل با سران آن در تاریخ جنگها و فتوحات ثبت و ضبط گردیدهاست.
عمادالدین دولتشاهی با آموختن الفبای اوستایی و ترجمه تازهای از یشتها نکات جالبی از زوایای تاریک منطقه غریب ایران را روشن میکند. وی با ترجمه متنهایی از اوستامنطقه غرب ایران از قصر شیرین تا ایلام بویژه «ایوان غرب» و «اسلامآباد» که مرکز ایل کلهر هستند محل زندگی اقوام اسطورهای ایران معرفی میکند. او با ریشهیابی واژههای اوستایی و تطبیق آنها با نام جایها در این منطقه به این نتیجه میرسد که جای ایران اسطورهای که در شاهنامه مطرح است غرب ایران امروزی است. دولتشاهی در کتاب جغرافیای غرب ایران یا کوههای ناشناخته اوستا، نام جایهایی مانند زوارهکوه، هفت آشیان، زویری، مرِگ(Merg)، مانِشت، گواور، تجر، سروناو و غیره را که هم اکنون نیز به همان نامها نامیده میشوند به اقوام اسطورهای ایران (پیشدادیان و کیانیان) منتسب میکند. چون تمامی این جایها در حوزه حضور گویش کلهری قرار دارند، بی ربط نیست اگر بگوییم ایل کلهر که از زمانهای دور در همین منطقه میزیستهاست. ایل کلهر به زیرمجموعههایی تقسیم میشود.
کلهرها از کهنترین طوایف ایرانی هستند که در غرب ایران سکونت داشتهاند که با انتساب نژاد خود به پهلوانان شاهنامه این پیوند را پاسدار بوده و اصولاً ادامه این نسبت تداوم مییابد.
ایل کلهر همانطوری که امروزه هست، در گذشته نیز زادگاه بسیاری از دانشمندان و هنرمندان غرب ایران بودهاست. در گذشتههای دور فرهاد کوهکن مشهور به «فرای» را از خود دانستهاند. چنانکه صاحب شرفنامه مینویسد: نهنگ دریای محنت و پلنگ کوهسار مشقت، فرهاد که در زمان خسرو پرویز ظهور کرده از طایفه کلهر است این سخن روایت سینه به سینه آگاهان ایل را که جوانان کلهر بر قلههایزاگرس آتشافروز جشنهای باستانی و حامل تندیسهای هنری و مذهبی بر صخرههای سخت گذر بودهاند را قوت میبخشد.
مسکن و وضعیت اجتماعی ایل کلهر
ایل کلهر از شمال به محدوده ایلهای کرند، گوران و گوران بان زرده، از ناحیه جنوب به حوزه حکومتی والی پشتکوه(استان ایلام کنونی)، از طرف مغرب به خاک کردستان عراق (مندلی و خانقین)، همچنین به قشلاق ایل سنجابی و قشلاق ایل کرند، از جانب مشرق به ییلاق ایل زنگنه و قسمتی از ییلاق ایل سنجابی (مایدشت) و در واقع جنوب شهر کرمانشاه، محدود میشود. بزرگان این ایل که در واقع بزرگترین ایل در غرب کشور محسوب میگردد در شهرستانهای ایوان غرب، اسلامآباد غرب، گیلانغرب و بخشهایی دیگر مانند: کرند، نفت شهر (نفت شاه سابق)، سومار، حمیل، شباب، گهواره، ماهیدشت، چرداول، سیروان و در دهستان قلعه شاهین و دشت دیره سرپل ذهاب و نصرآباد قصرشیرین و به صورت اقلیت در سایر مناطق استانهای کرمانشاه و کردستان مانند سنقر و قروه و بیجار و ایلام و استان آذربایجان غربی (چهاردولیهای شاهین دژ) ساکن هستند.البته پراکندگی مردمان ایل کلهر از مکانهای نامبرده فراتر است به طوری که تعداد زیادی از مردم شهر کرمانشاه از کلهرها هستند و زبان کردی کلهری در کنار کردی کرمانشاهی در این شهر به کار برده میشود.مردمان این ایل در محدودههای نامبرده با توجه به این که اکثریت از طریق دامپروری امرار معاش میکردهاند جهت به دست آوردن علف چرا برای احشام و گوسفندان خود در فصول مختلف سال دست به کوچ و تغییر مکان میزدهاند که این امر در بروز اختلاف بین آنها وسایر ایلات تأثیر مهمی داشتهاست. در تعیین حدود گرمسیر و سردسیر ایل کوههای قلاجه در شرق گیلانغرب و سرکش در شمال این شهر و حومه آن را میتوان مرز به حساب آورد. یعنی جنوب این کوهها گرمسیر و شمال آنها سردسیر کلهرها بودهاست. در این مناطق (سردسیر و گرمسیر) گروهی از افراد ایل به صورت یکجانشین که معیشت آنها به طریق اقتصاد کشاورزی و دامپروری (به صورت محدود) تأمین میگردد.
با توجه به درگیریهای منطقهای، نا امنی راهها و دخالتهای گاهوبیگاه حکمرانان کرمانشاه، و مشکلات طبعی این مردمان، کوچ به صورت دسته جمعی وگروهی صورت گرفته و در مکانهای سردسیر و گرمسیر در یک محل نزدیک به هم سکونت اختیار میکردهاند. البته طوایف تابعه ایل هر کدام دارای محدودهای مشخص بودهاند که به همان نام طوایف نامگذاری شدهاند. به گفته معمرین جایگاه هر ایل بیشتر با توافق ایلخان و کلانتر طایفه تعیین میشدهاست.
تاریخچه مختصر ایل کلهر
در علت نامگذاری این ایل اصیل كرد با نام كلهر , باید در ساخت , ریشه و معنی آن دقیق شد لفظ كلهر با فتح كاف و ضم هاء از دو بخش «كل»و«هور»یا«هُر»تشكیل شده است این كلمه كه با تلفظ های متعدد در منابع آمده است از قبیل كلهور , كلهر و كلِر در زبان محلی تلفظ سوم بیشتر رایج است
● وجه تسمیه ایل كلهر
در علت نامگذاری این ایل اصیل كرد با نام كلهر ، باید در ساخت ، ریشه و معنی آن دقیق شد لفظ كلهر با فتح كاف و ضم هاء از دو بخش «كل»و«هور»یا«هُر»تشكیل شده است. این كلمه كه با تلفظ های متعدد در منابع آمده است از قبیل كلهور ، كلهر و كلِر. در زبان محلی تلفظ سوم بیشتر رایج است.از همه آنها یك معنی به ذهن متبادر ملآشود.كَل به معنای آهوی كوهی نر می باشد واز خصوصیات این حیوان كوهی ،همانا شجاعت و جنگندگی و جست وخیز فراوان آن است .قسمت دوم كلمه ، هور یا هُر می باشد كه در لغتنامه ها به معنای خورشید وآفتاب آمده است.از ویژگی های خورشید درخشندگی و سرعت و جذابیت می باشد.حال اگر به دنبال وجه شبه این دو كلمه كل و هور با مردمان ایل كلهر بگردیم باید نظری داشته باشیم به زیستگاه وقلمرو آنها یعنی دامنه ها و ارتفاعات پر فراز و نشیب زاگرس.مردمان این ایل در طول تاریخ با ناملایمات طبیعی دست و پنجه نرم كرده با شجاعت و جنگندگی همانند آهو و كل ، كوه ها وصخره ها را در نوردیده ورام خواسته های خویش كرده اند ومهاجمانی كه از صفحات غربی ایران قصد سوئی نسبت به كشورمان را داشته اند عقب رانده و آنها را به خاك مذلت نشانده اند .از طرفی بنا به گفته نویسندگان بزرگ كلهرها كه شاخه ای از نژادكردهای اصیل آریایی هستند.واینها را به خاطرچهره های بشاش وجذاب و همچنین سرعت برق آسایی كه درپیمودن كوهها و گردنه های صعب العبور داشته اند ، به خورشید كه مظهر جذابیت است تشبیه كرده اند .
بنابر این كلهر نامی با مسمی وبرازنده بر این گرد مردان كرد می باشدكه سالها با شجاعت و دلیری عرصه را بر دشمنان این مرز و بوم تنگ كرده اند.
● زیستگاه و وضعیت اجتماعی ایل كلهر
ایل كلهر از شمال به محدوده ایلهای كرند ، گوران و گوران بان زرده ، از ناحیه جنوب به حوزه حكومتی والی پشتكوه (استان ایلام كنونی) ، از طرف مغرب به خاك كشور عراق (مندلی و خانقین )،همچنین به قشلاق ایل سنجابی و قشلاق ایل كرند ، از جانب مشرق به ییلاق ایل زنگنه و قسمتی از ییلاق سنجابی(ماهیدشت)و در واقع جنوب شهر كرمانشاه ، محدود میشود.
افراد این ایل كه در واقع بزرگترین ایل در غرب كشور محسوب می گردد. در شهرستانهای ایوانغرب ؛ گیلانغرب ،زرنه؛ هارون آباد و بخشهایی از :كرند ، نفت شهر ، سومار ، گهواره ، ماهیدشت، ودر دهستان قلعه شاهین سرپل ذهاب و نصر آباد قصرشیرین و تمامی نواحی وحومه مكانهای یاد شده ساكن هستند.البته پراكندگی مردمان ایل كلهر از مكانهای نامبرده فراتر است به طوری كه تعداد زیادی از مردم شهر كرمانشاه از كلهرها هستند.
مردمان این ایل در محدوده های نامبرده با توجه به این كه اكثریت از طریق دامپروری امرار معاش می كرده اند جهت به دست آوردن علف چر برای احشام و گوسفندان خود در فصول مختلف سال دست به كوچ وتغییر مكان می زده اند كه این امر در بروز اختلاف بین آنها وسایر ایلات تأثیر مهمی داشته است. در تعیین حدود گرمسیر وسردسیر ایل كوه های قلاجه و سركش در شمال گیلانغرب و حومه آن را میتوان مرز به حساب آورد .یعنی جنوب این كوه ها گرمسیر وشمال آنها سردسیر كلهرها بوده است. در این مناطق (سردسیر و گرمسیر)گروهی از افراد ایل به صورت یكجانشین كه معیشت آنها به طریق اقتصاد كشاورزی و دامپروری (به صورت محدود) تأمین می گردد.
با توجه به درگیری های منطقه ای، نا امنی راه ها و دخالتهای گاه و بیگاه حكمرانان كرمانشاه ، و مشكلات طبعی این مردمان ، كوچ به صورت دسته جمعی وگروهی صورت گرفته و در مكانهای سردسیر و گرمسیر در یك محل نزدیك به هم سكونت اختیار می كرده اند. البته طوایف تابعه ایل كه عبارتند از :خالدی ، شیانی ، سیاه سیاه ، كاظم خانی ، تلش ، خمان ، كرگا ، كله پا ، قوچمی ، هارون آبادی، منصوری ، كله جوب ، الوندی ، شوان ، ماهیدشتی ، بلاغ بیگی ، زینل خانی ، شاهینی ، ایوانی ، گیلانی ، زویری ، منشی ، گلینی و شیرگ(دیره ای،ورمزیار) و هر كدام دارای محدوده ای مشخص بوده اند كه به همان نام طوایف نامگذاری شده اند.به گفته معمرین جایگاه هر ایل بیشتر با توافق ایلخان و كلانتر طایفه تعیین می شده است.
از گفتگو با معمرین چنین نتیجه می شود كه قلمرو ایل بستگی زیادی به قدرت ایلخان و نفوذ او در منطقه داشته است . در دوره مورد بحث كه داودخان ایلخانی كلهر را بر عهده داشته است به دلیل نفوذ زیاد او ایل كلهر بیشترین قلمرو ایلی راداشته است . نفوذ داودخان تا آنجا بود كه حكمران كرمانشاه بدون جلب نظر داودخان نمی توانست رؤسای دیگر ایلات را منصوب یا معزول نماید.
● تاریخ مختصر ایل كلهر از ابتدا تا مشروطیت
پس از فروپاشی امپراطوری ساسانیان و ورود اعراب مسلمان به ایران مناطق غربی معبر ورود مسلمانان به داخل امپراطوری ایران بود. هر چند از این زمان تا اوایل حكومت صفویان انحصاراً از كلهرها نامی به میان نیامده است ولی از كردها كه سلسه هایی در شمال غربی ,غرب ایران وموصل والجزیره و دیاربكر تشكیل داده اند در تاریخ نام برده شده است.مردان ایل كلهر بدون شك در قالب كلی كُرد در این زمان مصدر كارهایی بوده و اقدامات وسیعی در عرصه سیاست ودفاع از مرز وبوم ایران زمین انجام داده اند.كه متأسفانه به دلیل نداشتن تاریخ مدون ونگارش یافته،اقدامات آنان بر ما معلوم نیست.
اما اشاره مستند و مكتوب به ایل كلهر به عصر صفویه زمان پادشاهی شاه طهماسب صفوی برمی گردد.دوره ای كه سراسر مملو از جنگ وگریز با امپراطوری عثمانی برسر مسائل مختلف از قبیل اختلافات مرزی و مذهبی بوده است.ایرج افشار در تحقیقات خود راجع به كلهرها می نویسد:
«از ابتدای دوره شاه طهماسب اول(۱۵۷۶-۱۵۲۴م)تاریخ نویسان ضمن سخن از حاكم كردان كلهر می نویسند:كوچ نشینان كلهر ,بین كرمانشاهان ومرز ایران ساكن بودند گویا در ابتدای امر نفوذ دولت ایران در آنان اندك بوده است.ضمن وقایع سال ۱۵۴۴م مآخذ چنین می گویند:كه گروهی برای تنبیه عشایر كلهر كه همواره یاغی بودند فرستاده شد. ایل كلهر در دوره صفویه بیشتر در نواحی ماهیدشت تا مندلی به زیست مشغول بوده اند.وبه گفته منابع همیشه ۵۰۰ نفر یاساقی را آماده خدمت می كرده وظاهراً حاكم ایل دارای موقعیت مستقلی بوده است.
یكی از سیاست های صفویان در تعیین حكمران برای ایلات مختلف ,انتخاب از میان قزلباشان بود واین مسئله باعث نارضایت مردم آن ایلات وعشایر می شد.با به سلطنت رسیدن شاه عباس كبیر این سیاست را تغییر داده وحكمران را از میان خود ایلات انتخاب می كرد.در این دوره ایل كلهر یكی از دوره های اقتدار خویش را پشت سر گذاشت.بدلیسی در ذیل حوادث سال ۱۰۰۲ه.ق در ذكر امراء ماهیدشت وتغییرات حكمرانی آنها ,كه مصادف با پادشاهی شاه عباس است می نویسد:
«چون در حین تحریر این نسخه بی سامان كسی كه از ولایت ایشان خبر دار باشد حاضر نبود اما از افواه چنان استماع رفت كه اوجاق قدیمی ایشان ماهیدشت است وتیلاور.اكثر عشایر وقبایل ایشان احشامات و اولوسات است .وقبل حكومت ایشان ,در میانه شهباز ومنصور نام ,برادران بروجه اشتراك ضبط می شد.در تاریخ سنی «اثنی والف»منصور نام شهباز را به قتل آورده جمله احشامات و اولوسات اكراد را به ید تصرف در آورد.»
این اختلافات داخلی باعث شد كه خصومت شیرازه ایل را تا مرز فروپاشی در هم شكندبه همین خاطر حكومت وقت برای تنبیه عشایر كلهر گروهی را عازم می كندكه پس از سركوب كردن آنها را تابع ایل زنگنه می كنند رُهربرن می نویسد:«ایل كلهر در این زمان در تحت حاكمیت ایل زنگنه به مركزیت سنقر وكرمانشاهان قرار می گیرد» و خلاصه« ایل كلهر در دوره صفوی به سه دسته تقسیم می شود :پلنگان و درتنگ(در ذهاب) و ماهیدشت (درمغرب كرمانشاه).»
با فروپاشی صفویان به دست افغان ها ,هرج ومرج اوضاع داخلی ایران را در بر گرفت واین فرصت مناسبی بود برای همسایه غربی یعنی امپراطوری عثمانی كه همیشه در فكر گسترش ارضی بود.آنها به غرب ایران هجوم آوردند ولایات غربی را تصرف ساختند هر چند اشرف افغان توانست بر تركها غلبه كند اما به خاطر احساس خطر از داخل با امپراطوری هم مذهب خود صلح كرد و به مقام خلافت سلطان عثمانی اعتراف كرد ودر عوض سلطان عثمانی نیز پادشاهی او را قبول كرد.ایل كلهربدون شك در این در گیری ها سهم بسزایی داشته است. متأسفانه در منابع ذكری از آن به میان نیامده است.
با ظهور نادر وافزایش قدرت او پس از شكست های پی در پی بر افغانها ودیگر دشمنان خارجی در شمال ,جنوب ,غرب و شرق ,این فكر در ذهن شاه طهماسب دوم صفوی رسوخ كرد كه تخت شاهی دارد می لرزدوسست می شود.به همین خاطر می خواست در مقابل نادر خودی نشان دهدوخودسرانه به جنگ عثمانی رفت ,از آنهاشكست خورد و معاهده ای با آنها بست كه طی آن پنج منطقه از محال كرمانشاه به احمد پاشا والی بغداد واگذار شد. ایل كلهر جزء یكی از این پنج محال بود كه با برگشت نادر از جنگ با افغانان ابدالی معاهده پذیرفته نشد واین پنج محال همچنان جزء ایران باقی ماند.
نادر پس از انتخاب به پادشاهی ایران در دشت مغان سیاست جابجایی ایلات وعشایر را به اجرا درآورد وچون از نافرمانی ایل كلهر با خبر بود برای كم كردن قدرت آنها در منطقه كرمانشاه گروه زیادی از اعراب میش مست وتركمانان را به قلعه كرمانشاه فرستاد.ابوالحسن گلستانه می نویسد:
«نادر شاه(۱۱۴۸-۱۱۶۰ه.ق)نیز در بنای قلعه معروف كرمانشاهان از بیم وقیام ایل كلهر به جای استقرار سواران وجنگجویان قلمرو زنگنه وگوران ,بسیاری از اعراب تركمان واعراب میش مست خراسانی را كوچانیده ودر قلعه مستقر ساخت .چون با اعتراض نجف قلی خان ایل بیگی كلهر مواجه گردید.دستوربه كور كردن او داد ،كه چشمانش را میل كشیدند.»
پس از مرگ نجف قلی خان ایل بیـگی كلهر كه به دستور نادر كور شده بود. علی خان كلهر ایل بیگی كلهر را به دست آورد با به قتل رسیدن نادر با استفاده از هرج ومرج اوضاع داخلی كلهرها برسر اعراب میش مست وتركمان كه در قلعه مستقر بودند ریخته آنها را از پای در آوردند.
با به قدرت رسیدن كریم خان ایل كلهر وارد عرصه ای جدید شد.هنگامی كه او از تسخیرتهران, عراق و قزوین فارغ شد به طرف كرمانشاه آمد .«در محل هارون آباد(اسلام آباد كنونی) كه محل زندگی ایل كلهر است,بزرگان قوم از وی استقبال كردند ودر اردوگاه وی پذیرایی شدند»كریم خان در این دیدار یك وصلت سیاسی با ایل كلهر بست و«قدم خیر»دختر یا برادرزاده علی خان كلهر را به عقد خویش درآورد.مراسم بر سر چشمه ای در ماهیدشت صورت گرفت كه هنوز به اسم «چینی شاه پسند»معروف می باشد.علاوه بر این وصلت كریم خان گروهی از سواران كلهر را همراه خود به شیراز برد كه تا اواخر كار زندیه در آنجا ماندند.گروهی هم كه در آنجا ازدواج كرده بودند دیگر برنگشتند ودر آنجا ساكن شدند.
پس از زندیه وقتی كه قاجارها بر سریرملك ایران تكیه زدند در ایل كلهر قدرت در دست خاندان حاجی زاده ویاوری افتاد.حاجی زاده ها كه خانواده ای شهر نشین بودند مركزیت ایل را از هارون آباد به شهر كرمانشاه انتقال دادند.از اسماعیل خان كلهر و پسرش مهدی خان به عنوان بزرگترین حكمرانان ایل كلهر در این دوره نام برده اند.آقا احمد بن محمد علی بهبهانی كه از حوزه ایل كلهر گذشته است ملآنویسد:
«از جمله سرداران عظیم الشأن ایلات ,یكی عالی جاه عمده الجناب مهدی خان خلف مرحوم اسماعیل خان,بزرگْ ایل جلیل كلهر است .نهایت مستقیم الطبع وسخی است واشعار لطیفه از مراثی وغیره از كلك بدایع افكارش جاری می شودوپیوسته مشتاق صحبت علماء و اصحاب كمال است.»
با شروع درگیری های ایران وعثمانی در سرحدات غرب ,«فتحعلی شاه پسر خود محمد علی میرزا دولت شاه را به حكومت كلیه ولایات غربی ایران از از مغرب آذربایجان تا بصره انتخاب كرد.»درگیرلآهای سختی رخ داد كه ایل كلهر رشادت را به سر حد اعلا رساند خاندان حاجی زاده كه ریاست كلهر ها را در دست داشتند در منطقه ای در ۱۵كیلومتری شهر كنونی گیلان غرب با قوای عثمانی آنچنان دلیرانه جنگیدند كه هنوز آن نقطه از خاك كشورمان یعنی «تنگه حاجیان» به نام سواران كلهر به فرماندهی حاجی زاده ها نامگذاری شده است.
جستارهای وابسته
مردم کرد
کردستان
کردی کلهری
کلهرستان
چالاوبکر
منابع
↑ KALHOR
↑ ۲٫۰ ۲٫۱ کرد و پراکندگی او در گستره ایران زمین - ح. بهتویی - ۱۳۷۷ - تهران.
↑ ایلها و طایفههای عشایری کرد ایران. علی میرنیا. ناشر نسل دانش. ایران. ۱۳۶۸.
↑ آیت محمدی. سیری در تاریخ سیاسی کرد. انتشارات پرسمان. ۱۳۸۲
↑ سرزمین ومردم ایران، عبدالحسین سعیدیان،انتشارات علم وزندگی، تهران1377
↑ تاریخ شهریاری، سعیدنفیسی، ناشراقبال، تهران1317، ص25
↑ تبارشناسی قومی وحیات ملی. اسماعیل یوردشاهیان.انتشارات فرزان روز. تهران1380، چاپ اول. ص173و174
↑ گیتاشناسی ایران. مهندس عباس جعفری. مؤسسه جغرافیایی و کارتوگرافی گیتاشناسی. تهران1379
↑ ۹٫۰ ۹٫۱ کرمانشاه و تمدن دیرینه آن، ایرج افشار سیستانی،انتشارات نگارستان، چاپ دوم، تهران1381
↑ ۱۰٫۰ ۱۰٫۱http://www.iranicaonline.org/articles/kalhor
↑http://www.iranicaonline.org/articles/kurdish-tribes
↑http://www.gutenberg.us/articles/kalhor_(kurdish_tribe)
↑ http://www.cais-soas.com/CAIS/Anthropology/Kurds/kurdish_tribes.htm
↑ http://america.pink/kalhor-kurdish-tribe_2367469.html
↑ دانشنامه دانش گستر، تهران. مؤسسه علمی فرهنگی دانش گستر
↑ Potts, Daniel T. Nomadism in Iran: From Antiquity to the Modern Era (in English). Oxford University Press. p. 352. ISBN 978-0-19-933079-9.
↑ Arjomand, Said Amir. The Turban for the Crown: The Islamic Revolution in Iran (in English). Oxford University Press. p. 56. ISBN 978-0-19-504258-0. Furthermore, the Kalhor Kurds in the west, the Turkman tribes in the northeast and the Baluch in the southeast were showing clear signs of open insubordination
↑ Kenney, Karen Latchana. Iran (in English). ABDO Publishing Company. p. 68. ISBN 978-1-61787-822-0. Kurds have different clans, the most significant of which are the Mokri, Bani-Ardalan, Jaaf, and Kalhor.
↑ Hamzehʼee, M. Reza. The Yaresan: a sociolgoical, historical and religio-historical study of a Kurdish community (in English). K. Schwarz. p. 62. ISBN 978-3-922968-83-2. The Kalhor and Zangeneh Kurds, with the help of the Afshars, fought the invading army but were defeated.136 Therefore Nader Shah came to ...
↑ "Kurdish, Southern". Ethologue.
↑ "Kalhori of Kurdish, Southern (sdh)".MultiTree:A Digital Library of Language Relationships.
↑ Tristan James Mabry. Nationalism, Language, and Muslim Exceptionalism. University of Pennsylvania Press. p. 92. ISBN 0-8122-4691-8.
↑ دانشنامه بریتانیکا
↑http://www.aftabir.com/articles/view/art_culture/cultural_heritage/c5c1184834704p1.php/تاریخچه-مختصر-ایل-کلهر
↑https://www.cgie.org.ir/fa/publication/entryview/8454
↑http://www.iranicaonline.org/articles/asayer-tribes
↑ ۲۷٫۰ ۲۷٫۱ پروفسور مهرداد(میشل)،ایزدی.کردها.دانشگاه هاروارد آمریکا.1992
↑ ۲۸٫۰ ۲۸٫۱ اردشیر کشاورز، مقالهٔ واقعیت تاریخ و ایل کلهر ـ هفته نامهٔ سیروان، شماره ۳۶۷، سال هشتم، ۸۴/۱۱/۱ ـ
↑ هنری کرزیک راولینسون سفرنامه راولینسون، گذر از زهاب به خوزستان، تهران ۱۳۶۲
↑ ۳۰٫۰ ۳۰٫۱ ۳۰٫۲ ایل کلهر در دوره مشروطیت، علیرضا گودرزی انتشارات کرمانشاه، ۱۳۸۱
↑ ایل کلهر در دوره مشروطیت، علیرضا گودرزی انتشارات کرمانشاه، ۱۳۸۱ صفحهٔ ۲۳
↑ ایل کلهر در دوره مشروطیت، علیرضا گودرزی انتشارات کرمانشاه، ۱۳۸۱ صفحهٔ ۲۴
↑ «میراث فرهنگی> فرهنگ عامه>زبان و گویش> در یک نگاه» (فارسی). سازمان میراث فرهنگی و صنایع گردشگری استان کرمانشاه. بازبینیشده در ۲۹ ژوئیه ۲۰۱۰.
کتابشناسی
ایل کلهر در دورهٔ مشروطیت، علیرضا گودرزی، انتشارات کرمانشاه، ۱۳۸۱
راولینسون، هنری، سفرنامهٔ راولینسون، گذر از ذهاب به خوزستان، ترجمهٔ سکندر اماناللهی، ۱۳۶۲
نطنزی، معینالدین، منتخب التواریخ، تهران: انتشارات معین، ۱۳۶۳
اعتصامالملک، سفرنامهٔ میرزا خانلرخان، به کوشش منوچهر محمودی، ۱۳۵۱
دوبد، بارون، سفرنامهٔ لرستان و خوزستان، ترجمهٔ محمدحسین آریا، ۱۳۷۱
سعیدیان، عبدالحسین، دائرةالمعارف سرزمین و مردم ایران، ۱۳۶۰
ضیاءپور، جلیل، پوشاک ایلها، چادرنشینان، ۱۳۴۶
گروته، هوگو، سفرنامهٔ گروته، ترجمهٔ مجید جلیلوند، ۱۳۶۹
لسانالملک سپهر، محمدتقی، ناسخالتواریخ، ۱۳۴۴
زرنه، روی زخم من مرهم بزار